پاسخ به یک شبهه:
بعضی از اهل تسنن و وهابی ها این شبهه را وارد می کنند که توسل و وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند شرک و برخلاف ایات قران است؟
جواب:
این اشخاص یا معنای توسل را نفهمیده اند یا معنای شرک را. چون اشتباه این افراد از اینجا سرچشمه می گیرد که تصور می کنند توسل به پیامبرو امام مفهومش این است که شخص توسل کننده اعتقاد دارد که پیامبر وامام قدرتی مستقل و جدا از خداوند دارند و می توانند بدون اجازه و اراده و قدرت خداوند خیری را به کسی برسانند و یا شری از او دفع کنند،بله این شرک است.
ولی معنای توسل این است که شخص با این عقیده که پیامبر وامام از خود دارای اراده و قدرتی نیستند و هر انچه انجام می دهند با اذن و اراده خداوند است از ایشان چیزی را درخواست می کند، این نه تنها شرک نیست بلکه عین توحید ویکتاپرستی است زیرا با این اعتقاد قائل به وجود تنها یک خالق و اراده مستقل در عالم خواهد بودکه ان خداوند است دقیقا مانند زمانی که افراد از اپیامبران مانند حضرت موسی وعیسی معجزه می خواستند و ایشان با اذن خداوند مرده را زنده می کردند و یا مریضان را شفا می دادند.
علاوه بر این ایات متعددی در قران دلالت برتوسل می کند،از جمله:
در سوره یوسف ایه 97 می خوانیم وقتی که برادران یوسف از گناه خود پشیمان شدند پیش حضرت یعقوب امدند و از وی خواستند تا برای گناهانشان از خداوند طلب امرزش کند وایشان در جوابشان فرمود:بزودی از درگاه خدا برای شما امرزش می طلبم. پس اگر این کارشرک بودهرگز حضرت یعقوب درخواست ایشان را قبول نمی کرد.
ویا همانطورکه در قبل امد خداوند در ایه 24 سوره نساء می فرماید : اگر انان وقتی که به خود ستم کردند نزد پیامبر می امدندوپیامبر(ص)برای ایشان طلب امرزش می کرد خداوند توبه اشان را می پذیرفت.
طبق این ایه خداوند رسما توسل به پیامبر را موجب امرزش گناهان بیان کرده است.
ونکته جالب این جاست که در خود کتب ومنابع اهل سنت به قدری روایات فراوانی مبنی بر توسل وجود دارد که دیگر هیچ جایی را برای انکار و رد ان باقی نمی گذارد.که در زیر فقط به ذکر چند مورد اکتفا می کنیم:
1-درکتاب وفاءالوفاء تالیف دانشمند معروف سنی سمهودی چنین امده است که: « مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر(ص)و از مقام و شخصیت او هم پیش از خلقت اومجاز است وهم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخیز.سپس روایت معروف توسل ادم را به پیامبر اسلام (ص)ازعمربن خطاب نقل کرده که:ادم روی اطلاعی که از افرینش پیامبر اسلام در اینده داشت به پیشگاه خدا چنین عرض کرد:«یارب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی:خداوندا به حق محمد(ص)از تو تقاضا می کنم تا مرا ببخشی.» سپس در مورد جایز بودن توسل به پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان چنین نقل می کند که مرد حاجتمندی در زمان عثمان کنار قبر پیامبر (ص) امد و نماز خواند و چنین دعا کرد:«خداوندا من از تو تقاضا می کنم و بوسیله پیامبر ما محمد (ص)پیغمبر رحمت به سوی تو متوجه می شوم . ای محمد من بوسیله تو متوجه پروردگار می شوم تا مشکلم حل شود.» وبعد اضافه می کند چیزی نگذشت که مشکل او حل شد.(مستدرک صحیحین ج2 ص615)
2- در کتابها و مدارک معتبراهل سنت امده است : هرگاه قحطی و خشکسالی پیش می امد،عمر از طریق توسل به عباس عموی پیامبر،طلب باران می کرد.(اسدالغابه،ج3 ص165- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج7 ص274- صحیح بخاری ج2 ص16)
3- نویسنده کتاب التوصل الی حقیقه التوصل 26 حدیث از کتب و منابع مختلف نقل کرده که جایز بودن توسل در لابلای انها منعکس است. (برای مطالعه بیشتر به تفسیر نمونه جلد 4 مراجعه نمایید.)