تبليغاتX
طلب وصل
طلب وصل

 
 
شریف

طلاب کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز
منتظر نظرات شماییم. اگه مطلب نوشته بشه و زحمتی بیهوده باشه و خدای نکرده مطلب بخونید و نظر ندید مجبوریم مطالب پراکنده بزنیم

 

موضوعات

یادداشت

گزارش

خبر

محرم و صفر

معرفی

عكس

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

هیات جوانان حضرت علی اکبر(ع) ایتالیا

کانون فرهنگی رهپویان وصال

بازمانده تنها

رایحه وصال

غبارروبی

آسمانیان - دخترانه

گاه نوشته های یک رهرو

طلبه ای از نسل سوم

عطرسیب

دنیای راه راه

خیلی دور خیلی نزدیک

راحیل

ماه ناتمام

مرفه بادرد

بوی یاس

آیت الله بهجت

آیت الله قرائتی

غدیر و شبهات

جواب به شبهات فرقه ها

صالحین

خبرگزاری قرآنی ایران

شهید نواب صفوی

شهید مطهری

آیت الله مکارم شیرازی

قاصدکهای سوخته (حدادیان)

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

تعطیل شد

سخنرانی استاد اعظم، فاطمی نیا - امام زمان شناسی -25قسمت از وبلاگ بوی یاس

مخصوص موبایل حاج آقا

دانلود سخنراني استاد علامه

از وبلاگ بوی یاس

مكالمه بیسیم شهيد باقري و رحيم صفوي مخصوص موبايل

زیارت آل یاسین با صدای سید حسن نصرالله مخصوص موبايل

اولین ویژگی مبلغ

((جومونگ قوی‌تر است، یا شهید باقری؟؟؟))

 
 

با سلام عزیزی یا بی سلام؟

بسم الله الرحمن الرحیم

الکی الکی برای خودشان حرف میزنند. بچه تر که بودیم وقتی با ذوق می پریدیم وسط جمع و میگفتیم : سلام

می گفتند : بی سلام عزیزی!

اصلا انگار نه انگار که روایت داریم که سلام مستحب است و جوابش واجب(اصول كافى جلد 4 صفحه : 458)

یکی از اساتیدمان که حق هم گردنمان داره از قول پدرش نقل میکرد ، وقتی که در خیابانهای قم راه می رفتم ، طلبه های جوان را که میدیدم سلام میکردم ،بعضی از  آنها طوری جواب میدادند که آدم از سلام کردن نا امید میشد. بعضی هایشان که اصلا جواب نمی دادند ، بعضی هم طوری که انگار دارد جانشان بالا می آید.

اصلا انگار نه انگار که آیه داریم:

وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا

(و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گوييد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد كه خدا همواره به هر چيزى حسابرس است. (سوره نساء آیه 86)

یعنی اگر به تو گفتند : سلام ، جواب بده: سلام علیکم ، اگر گفتند : سلام علیکم ، بگو : سلام علیکم و رحمت الله ، اگر گفتند : سلام علیکم و رحمت الله ، بگو : سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

بعضیها زورشان می آید به همسایه شان یا هر کس دیگری سلام کنند، مخصوصا اگر طرف غیر مذهبی باشد  ، اصلا انگار نه انگار که روایت داریم :

سلام خدا را آشكار كنيد زيرا سلام خدا بستمكاران نمى رسد(اصول كافى جلد 4 صفحه : 459)

یعنی تو سلام کن ، اگر طرف آدم نباشد ، اتوماتیک چیزی عایدش نمیشود.

خواستم همه ی مطالب سلام را در همین خطوط جمع کنم حیفم آمد، ادامه اش باشد برای بعد .

اما یادمان باشد :

و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب‏  (هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست) (سوره حج آیه32)

 

87/05/12 |

 

دارد دير مي شود !

هر جا مي نشستم و بحث مي شد ، حرف از جامعه ي مهدوي مي زد . جامعه ي مهدوي فلان ، جامعه ي مهدوي بهمان . ما بايد در جامعه ي مهدوي اينطوري باشيم و...

وقتي مي گويي « جامعه ي مهدوي » ، تركيب دو كلمه است كه براي فهمش بايد هر كلمه را جداگانه بررسي كني . اصلاً « جامعه » يعني چه ؟

: توده ي مردم ، گروهي از مردم كه با هم وجه اشتراك داشته باشند ، صنفي از مردم ، مردم يك شهر يا يك كشور ( فرهنگ دوجلدي فارسي عميد ، انتشارات اميركبير ، صفحه ي 670 )

توده ي مردم . اجزاء اين توده چيست / كيست ؟ خب معلوم است ، كوچك ترين عضو جامعه كه « خانواده » است . خانواده از كي تشكيل شده ؟ از تك تك افراد . پس افراد را كه با هم جمعشان كني مي شود توده . تك تك افراد كه مي گويي ، حرف از فرد زده اي . فرد ، همين من و تو و او هستيم ديگر .

من + تو + او + او + او + ... مي شود جامعه . درست ؟

پس ، پايه ي اساسي جامعه ي مهدوي چيست ؟ همين « فرد » . يكي از فرد ها كيست ؟ من .

حالا ما در يك جامعه قرار داريم ، ولي مهدوي نيست . براي اين كه جامعه ، مهدوي شود بايد « من » ها را مهدوي كرد . درست ؟

حالا وقتي كسي از اين جامعه تلاشي براي مهدوي شدنش نكرد ، كي بايد تلاش كند ؟

كسي كه آگاه است به فايده هاي مهدوي شدن جامعه . كسي كه دغدغه اش را دارد ، پتانسيل ، فكر و ايده اش را دارد و غيرتمند شده و احساس وظيفه مي كند . مثلاً كي ؟ مثلاً من .

قدم اول چيست ؟ اين كه من مهدوي شوم . اگر نشوم يا در مسيرش نباشم ، پس چطوري مي خواهم روي تو و او و او و... تأثير بگذارم ؟ حداقل خودم بايد نصف راهش را رفته باشم . اگر يك نفر به عنوان معلم كلاس اول آمد به يك بي سواد گفت بنويس الف ولي خود معلم بلد نباشد بنويسد ، آيا آن بي سواد راه به جايي خواهد برد ؟ نه . آن بي سواد بايد از معلم ياد بگيرد چه طوري بنويسد . درست ؟

پس قدم اول « مهدوي » شدن جامعه ، مهدوي شدن « من » است .

مهدوي شدن من يعني چه ؟ يعني من بشوم مانند مهدي(عج) . بشوم يك مهدي كوچك . مهدي يعني چه ؟ يعني هدايت شده .

پس براي اين كه من بشوم مانند مهدي ( مهدوي بشوم ) بايد هدايت شوم .

بعد از اين كه ايمان آوردم به خدا و دين اسلام و دستورات هدايت را گرفتم بايد چه كار كنم كه هدايت شوم ؟ بايد به دستورات عمل كنم . يعني مثلاً چه كار ؟ يعني مثلاً زبان نگه دار ( از دروغ ، غيبت ، آزردن مردم و... ) ، اخلاقت خوب باشد و... . معني اين ها به طور كلي چيست ؟ اين است كه گناه نبايد كرد .

پس قدم اول براي هدايت شدن ، گناه نكردن است . كه چي بشود ؟ كه هدايت شوي . بعدش چي ؟ بعدش مي شوي مهدوي . كه چي بشود ؟ كه بغل دستيت را مهدوي كني . كه چي بشود ، كه يك خانواده ي كوچك مهدوي تشكيل دهي . كه چي بشود ؟ كه يواش يواش يك جامعه ي مهدوي داشته باشي . كه چي بشود ؟ كه يك نمونه ي كوچكي كه از جامعه ي مهدوي تشكيل شد ، خود مهدي(عج) تشريف بياورند و ادامه ي ماجرا .

وقتي من اخلاقم خوب نباشد ، رفتارم خوب نباشد ، حرف زدنم از جامعه ي مهدوي مسخره است . جوك ِ تلخ !

من كه مهدوي نيستم ، اما سعيم بر اين است . بايد بشوم .

تو هم كه نيستي ، سعيت بر اين باشد . شيعه هستيم مثلا !

داره دير ميشه ها !

87/05/04 |