|
از آنجایی که حضرت استاد ارجمند امر به انجام تحقیقی پیرامون ویژگی های مبلغین دینی نموده و 5 ویژگی آنان را افاضه نمودند که حقیر نیز با تمسک به سخنان ایشان به جمع آوری این اوراق دست یازیدم و بعلت محدودیت علمی خویش و صدها علت دیگر از کمبود مطالب و قصور خویش واقفم. اما چه خوب گفته اند که :
برگ سبزی است تحفه درویش چه کند بینوا ندارد بیش
به این امید که مشمول دعای خیر حضرت صاحب العصر والزمان مولانا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گرفته و بی نصیب از دعای اساتید و علمای بزرگی چون آیت الله علامه حضرت فاطمی نیا و آیت الله لطفی گردیم به خود جرات داده و شروع به نوشتن این مطالب نمودیم و تقدیم می نماییم آن را .
باشد که نظر لطفی عنایت نمایند و دستگیری کنند تا یک شبه ره هزار ساله برویم که گفته اند: آرزو بر جوانان عیب نیست!!
خدایا ما را از ظلمات رهایی بخش و به نور اهل بیت و اولیاءات روشنی بخش.
خدایا آن ده که آن به و ما را مگذار به که و مه!!
خدایا از زندانی ژنده پوش که در منجلاب افتاده بغیر از زشتی و پلشتی توقعی نیست و با کریمان کارها دشوار نیست. از کریم کرم نیکوست و از گدا گدایی!
ابتدای سخن و حسن مطلع با گفتار آن پیر فرزانه و عارف سفرکرده، حضرت آیت الله العظمی سید روح الله موسوی خمینی( ره) شروع نماییم که در نامه ای خطاب به دختر ارجمندشان بیان داشتند:
« علم هم سد راه است و هم چراغ راه»
« سرگرمی به علوم حتی عرفان و توحید اگر برای انباشتن اصطلاحات است – که هست – و برای خود این علوم است؛ سالک را به مقصد نزدیک نمی کند که دور می کند.
( العلم هوالحجاب الاکبر ) و اگر حق جویی و عشق به او انگیزه است - که بسیار نادر است – چراغ راه است و نور هدایت
اساسا انسانها بر طبق فطرت الهیه خود بدنبال کار و فعالیت هستند و بسیار نادرند افرادی که دوست داشته باشند بدون هیچ کاری همچون معلولین قطع نخاع در بستری دراز بکشند و فقط بخورند و بخوابند.
به نظر می رسد انسان همیشه راهی را جستجو می کند که از حالت خمودگی بیرون آید. یا فکر می کند یا تماشا می نماید؛ یا گوش می دهد و یا سخن می گوید. حواس های پنجگانه به ما می گویند که خالق حکیم آنها را برای استفاده خلق کرده و در نهاد بشر قرار داده است. خداوند لم یزل کار عبث نمی نماید و و این حواس را بصورت رایگان در اختیار بشر قرار داده است تا سرمايه هاي گرانبهاي او باشند در مقابل آزمايشهاي مختلف الهي. سرگرمی عده ای از افراد بدست آوردن پول و شهرت است. عده ای برای بدست آوردن مقام می جنگند. حال بعضی دنیوی و بعضی اخروی!!
عده ای نیز تنها خواسته های نفسانی و حیوانی خود را مد نظر قرار داده اند و فقط بدنبال ارضای شهواتند. الخ
البته حضرت استاد می فرمودند: که عده ای نیز به مرض کتاب بازی دچارند که تعداد آنها بسیار کم است که
« اللهم الرزقنا و ایاکم »
در کتب مختلف هر کسی بدنبال محبوبی است. انسانهای مذهبی بدنبال کشف مسائل مختلف از نظر دین اسلام و یا تحقیق درخصوص پاره ای از آنهاست.
عده ای هم که به مسائل اخلاقی و عرفانی علاقمند هستند و. شروع به خواندن شرح حال علما و عرفای معروف می نمایند و سعی می کنند تا برای خودشان از میان این کتب نسخه ای تهیه کنند تا چه بسا یک شبه ره صد ساله را بپیمایند و به مراحل بالای اخلاقی بدون تحمل هیچ زحمتی دست یابند.
اما غافل از اینکه همین کار ممکن است یکی از راههای نفوذ شیطان باشد که خداوند متعال چنین می فرمایند: « او می نگرد شما را از جایی که گمان نمی برید.»
حضرت علامه استاد فاطمی نیا مطلبی درخصوص شرح این آیه فرمودند که مختصر آن را بعرض می رسانم:
« سیدی از علمای صاحب نام در خواب شیطان را می بیند و بسیار مباحثه علمی و فنی با شیطان می نماید به حدی که بسیاری از شبهات پاسخ داده می شود و ایشان بعد از بیدار شدن و برگشتن به حالت طبیعی از این خواب ( یا مکاشفه) بسیار متاسف می شود که چرا آن مسائل را یادداشت ننموده است؟!! نهایتا شیطان شکست می خورد و آن عالم خطاب به شیطان می گوید : تو که این همه ادعایت می شد و برای بنی آدم عرضه اندام می نمایی و متکبرانه سجده نکردی ؛ چه شد که از یکی از فرزندان آدم شکست خوردی؟
و شیطان ملعون پاسخ می دهد که : آقا سید می خواستم وقتت را بگیرم.( و تلف کنم ) (هو یراکم...من حیث لا ترونهم) وقت آن سید عالم بقدری ارزشمند است که شیطان با مطرح نمودن یک بحث علمی و طرح شبهات متعدد سعی در گرفتن وقت ایشان می نماید تا ایشان را از تفکر و تامل و تالیفات بازدارد.
گاهی افرادی آنقدر غرق در اصطلاحات و حفظ آنها می گردند که از متن دین و لب لباب اسلام جدا می گردند و تنها نمی از اقیانوس اسلام را آنهم از راه دور ممکن است به زحمت بدستشان برسد. حضرت امام خمینی (ره) چقدر زیبا این مطلب را در قالب جمله ای کوتاه بیان می نمایند که:« علم هم سد راه است و هم چراغ راه »
می توان علم داشت و به اکثر رموز عالم خلقت آگاه بود و به اسم اعظم الهی نیز دسترسی داشت اما سرانجامی چون بلعم باعورا پیدا نمود.
و یا اینکه دریای علم شد مانند حضرت امیرمومنان علی (علیه السلام) که بفرموده خودشان و به نقل متواتر از طریق شیعه و سنی :« پیامبر هزاردر از علم را به روی ایشان گشود که از هر دری هزار در دیگر باز می گردید.»
و تنها اباالحسنین(علیهم السلام) است که فریاد با صلابت « سلونی قبل عن تفقدونی » سر می دهد و هیچ کس را یارای مقابله نیست و نه گفتن این جمله. اما علی (ع) هراسی ندارد که بفرموده خودش به راههای آسمان از راههای زمین آشناتر است.
و با اینحال تواضع حضرت تا آنجاست که بار بیوه زنان را حمل نماید و هم بازی کودکان گردد و مظلومیتش تا آن حد است که در محراب مسجد شهیدش کنندو عده ای در شامات بگویندکه« مگر علی نماز هم می خواند؟ »
دین اسلام دین استدلال و برهان است و به فرموده حضرت علامه فاطمی « اگر در گوشه ای از عالم کشفی مشاهده شود راه تصدیق آن اینگونه است که با برهان هیچگونه تفاوتی ندارد مگر در ظهور و خفا!!
|